با دوستان زیادی امروز قرار گذاشتم که با هم بریم بالا (مهناز,مهزیار,رویا,علی,نیلوفرو...)ولی متاءسفانه هیچکدوم نتونستن همراهیم کنن و باز طبق معمول تنهای تنها راه افتادم رفتم....و البته کمی زودتر هم رفتم تا یه کوهنوردی مختصریم کرده باشم و نرمون نرمون تا پناهگاه داوودی رفتم و جوری برگشتم که 3 توی کافه باشم...و مثل همیشه چشم انتظار و مشتاق دیدار دوستان.اونم بعد از 2 ماه.آقای عزیز حبیبی گرامی و بهرام عزیز اولین کسانی بودن که اومده بودن و از دیدارشون خیلی خوشحال شدم و بعد هم مهناز عزیزم و بعد دوستان دیگه که همیشه با اومدنشون آدمو غافلگیر  و ذوق زده می کنن.

امروز توی کافه اتفاقای خوب و بی نظیری افتاد.اول از همه حضور گرم پروانه کاظمی عزیز در کافه کوهمون بود.دیدار با این بانوی قهرمان(فاتح اورست و لوتسه) بی اندازه برام باعث افتخار بود.از من بعید بود ولی حقیقتش یه جورایی روم نشد برم باهاش عکس تکی بگیرم و به همه پز بدم:))



مورد دیگه حضور شاد و پرانرژی بانوان عزیز از طالقان و دیزان بود.ماه منیر مهربون و دوست داشتنی و سمانه عزیز و همراهان گلشون که به دعوت آقای ادیب اومده بودن.آفرین به آقای ادیب با این سوغاتیایی که برامون میاره:)


اومدن لیلا صالحی عزیز به کافه و کار سخت و باارزشی که این بانوی بزرگوار انجام می ده هیچوقت برام عادی نمی شه.لیلای عزیز به همراه همسرش (آقا مهدی) اومده بود..با دست پر وبا هدیه ای باارزش برای حسین رضایی(خوش به حالش!)که بطرز خلاقانه و هنرمندانه ای درست شده بود.ممنون از علی سعیدی بخاطر این عکس.از راست به چپ:آقای ادیب,مرضیه,مهناز,خودم,لیلای عزیزم


یه عکس اختصاصی و ویژه باید از این دختربازیگوش بذارم که فک نکنه شیطونیاش از دید من پنهون مونده.الحق که رشته ی تحصیلیش برازنده شه(کارشناسی ارشد زلزله!)....مرضیه رو بار اول بود می دیدمش...مطمئنم حالا میاد کامنت می ذاره که خیلی افتخار بزرگی نصیبم شده:))


دیدار با سوسن گلم خیلی خوشحالم کرد و خاطره ی اولین آشناییمون تو صعود ششم قلم(همدان) برام تازه شد.سوسن و سیمین دو خواهر خوب و دوست داشتنی که هیچوقت فراموششون نمی کنم.

آرزو هم که دیگه جای خود داره تو قلبم....آرزو و مهدی خیلی دوست داشتنین.


شاید بگم آدم خوبه ی کافه کوه این ماه آرام عزیز (مامانِ حسن) بود؛به همراه همسر گرامیش مرتضی و فرزند دلبندشون حسن.عشق به فرزند رو تو چهره ای این زوج می شد دید.براشون آرزوی موفقیت می کنم.از اقای ستوده هم ممنون که مامانِ حسن رو به کافه کوه دعوت کرد.


و اما نوبت می رسه به گذاشتن عکس از یه اتفاق مهم و جالب دیگه.اونم تولد اقا فرشید که آخرش نفهمیدیم چند سالش شد ولی هم تبریک گفتیم و هم کادو دادیم و هم فشفشه هوا کردیم(دست مبارکمونو هم سوزوندیم که هنوز داره جز جز می کنه!)..از آقا کیانوش(فرهادی نژاد) هم ممنون که در خرید هدیه هم راهنمایی و هم همراهی کردند.

از راست به چپ:بهرام,آقا فرشید,حسین رضایی


تو کافه کوه این ماه پاگشا کنون یه عروس و داماد رو هم داشتیم و براشون سنگ تموم گذاشتیم.از شعر و کف و سوت گرفته تا فشفشه و عکس و.............براشون آرزوی خوشبختی می کنم.امیدوارم پیوند مبارکشون به استواری و پاینده گی کوه ها باشه و صبر و استقامتشون تو زندگی کوهانه(!) باشه.

از راست به چپ:لی لی عزیزم(آدم خوبه ی ماجرا!),آرزو که عاشقشم ...بچه مون تو همه ی عکسا هست:)..عروس و داماد,مهناز نازنین و اینجانب!


و عکسی از فرامرز نصیری,آقای ادیب,علی سعیدی.سه بزرگواری که حضورشون در کافه کوه باعث خوشحالیه.هر طور شده باید یه قراری بذاریم و بریم دیزان تا از خجالت آقای ادیب در بیایم.خیلی محبت دارن ایشون به ما و کافه کوه.

آقا فرامرز امروز در دقایق پایانی خلاصه ای از آنچه که بر ورزش کوهنوردی ایران گذشته رو بیان کرد که شامل اتفاقای خوب و بد سال 91 بود.امیدوارم سال بعد آنچه که یادآوری خواهیم کرد همه و همه اتفاق های خوب باشه.


علی شاه محمدی عزیز که در نوع خودش یکی از بهترین هاست هم از شهر گنبد به کافه اومده بود.البته بدون همسر محترم و ابوالفضلش:(


آقای ستوده(حاج آقا ستوده)باصفا..همیشه "پیروز " و سربلند باشید.


قربون شیدای گلم برم که داره بزرگ می شه....یه قهرمانه....قهرمان سنگ نوردی رده سنی نونهالان:***


............و پایانی بر کافه کوه اسفند با گرفتن عکس یادگاری دسته جمعی....


امروز جای دوستان زیادی خالی بود.خصوصا" دوستانی چون آقای ثابتیان عزیز که یار و همراه همیشگی کافه کوه هستند و امیرحسین ناظمی.پیام آقای ثابتیان رو که از دوسلدورف فرستاده بودن(اسم دهاتشونه!)آقا فرشید برامون خوند:) و دوستان دیگه.

حضور گرم دوستان دیگه ای که به کافه اومدن:پرستوی عزیز,لیلا پیری,دوستانمون از کانون جوانان شهرتهران,آقای آفرین زاد(بابای شیدا) و میم.الف عزیز.

از همه ی دوستانی که با شیرینی و شکلات و میوه به کافه اومدن سپاس گزارم.خدا از بزرگی کمتون نکنه که کام مارو شیرین می کنین.شرمنده که ازتون پول چایی هاتونو گرفتم:)

جای همه ی دوستانی که نتونستن بیان (شرمنده که اسم نمی برم)خالی بود.دل هامون به هم نزدیکه.خدا حفظ کنه دنیای مجازی رو . اونجا می تونیم این ندیدن ها رو جبران کنیم.

با اجازتون چند روزی نیستم.اگه توی تآیید کامنت ها تاءخیر افتاد به بزرگی خودتون ببخشید....این چند روز هم نمی تونم وبلاگمو آپ کنم!!!!!!!!

چشم انتظار دیداری دوباره در کافه کوه فرودین 92 هستم.سال نو رو هم پیشاپیش به همه تبریک می گم و برای همه آرزوی سلامتی و شادکامی دارم.